سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

158

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

مثال دوم بر حمامى دادن آب جهت نظافت و استحمام لازم و واجب است . و مثل ايندو مورد است لزوم تهيه نخ جهت دوختن لباس بر خيّاط يا تهيه و آماده كردن رنگ براى رنگرزى بر رنگرز و آوردن - وسيله تلقيح جهت دادن گرد نر بماده بر باغبان . قوله : كلما يتوقف عليه : ضمير در [ عليه ] به ماء موصوله راجعست . قوله : توفية المنفعة : كلمه [ توفية ] در اينجا به معناى بردن منفعت است . قوله : و شدّها : يعنى بستن بارها پس ضمير مؤنث به [ احمال ] عود مىكند و همچنين است ضمير در [ حطّها ] . قوله : و القايد و السائق : قائد به كسى گويند كه دابه را بكشاند و خود جلو آن حركت كند بر خلاف سائق كه از پشت و عقب دابه مىرود . قوله : ان شرط مصاحبته : كلمه [ شرط ] به صيغه مجهول و [ مصاحبته ] نائب فاعل آن است و ضمير در [ مصاحبته ] به موجر راجع است . قوله : و المداد فى النسخ : كلمه [ مداد ] بكسر ميم به معانى مختلف آمده همچون : راه و روش ، سرگين و فضله ، روغن چراغ و نيز به معناى سياهى دوات آمده كه در اينجا مقصود همانست و مراد از [ نسخ ] نسخه‌بردارى و كتابت است يعنى در جائى كه اجير را براى كتابت و نوشتن نسخه به كار مىگيرند دادن مداد به عهده خود